تبليغاتX
یگانه شیدا - توبه می کنم ...
××..× آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شدن ×..××

 

توبه می کنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم

 

حتی به قیمت سنگ شدن

توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم

حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود

چشمانم را می بندم توبه می کنم دیگر دلم برایت تنگ نشود

حتی چند لحظه (!) قول می دهم نامت را بر زبان نمی آورم

لبهایم را می دوزم توبه می کنم دیگرعاشق نشوم

قلبم را دور می اندازم برای همیشه و به کویر تنهایی سلام می کنم ...

شبی از پشت یک تنهای نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم...

     تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

 

    آرزوایت دعا کردم...

 

 

 

     و پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

 

    تو را از بین گل های که در تنهایی ام رویید با

 

     حسرت جدا کردم…

 

 

 

     و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

 

       دلم حیران و سرگردان چشمای است رویای

 

      و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

 

   تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

 

 

 

   همین بود آخرین حرفت...

 

 

 

     و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

 

   حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروبی ساکت و نارنجی خورشید وا کردم...

 

    نمی دانم چرا رفتی...

 

   نمی دانم شاید خطا کردم…

 

 

 

   و تو بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی

 

   نمی دانم کجا...تا کی... برای چه...

 


 

 ولی رفتی و بعد از رفتنت ...

 

 باران چه معصومانه می بارید…

 

 

 

      و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت…

 

  و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

 

 

    و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره

 

   با مهربانی دانه بر می داشت

 

   تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد…

 

   و بعد از رفتنه تو آسمان چشم هایم خیس باران بود...

 

 

 

    و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو

 

   تمام هستی ام از دست خواهد رفت...

 

 

 

 کسی حس کرد بی تو

 

 

    هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد...

 

  و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد...

 

 

 

 کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد...

 

 و من با آن که می دانم تو هرگز یاد من را

 

 با عبور خود نخواهی برد

 

 هنوز آشفته چشمان زیبای توام

 

 برگرد!

 

 

 

   ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

 

   و بعد از این همه طوفان... وهم...پرسش...تردید...

 

   کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

 

   تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

 

 

 

   در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم...

+  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12:45  فاطمه زرشکی | 
 
اولین شیدا نوشته
ارتباط با من
فهرست
درباره من و یگانه شیدا
این منم ... یه شیدا !
18 بهار رو پشت سر گذاشتم و همه خزون ها رو زندگی کردم !
اهواز شهرمه ... شهر همه عاشقا !




×××



در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند
هرچه بيشتر اوج بگيري
كوچكتر خواهي شد...!!



پیوندهای روزانه
تبلیغات
بلاگفا
راه زندگی
ایرکات
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های کهنه
آذر 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شیدا های همراه
×× تک دل×× اولین وبلاگ خودم
×× م ××
×× ساناز ××
×× زنبورک××
×× عشق××
×× بالتيك××
×× م .ح. ر××
×× 007××
×× ناقوس مرگ××
××درخواست اتمام ××
×× آخه دل من××
×× نابخشوده××
×× آویژه××
××برکه تنهایی××
×× هرچی بخوای ××
××سی سی ××
××میکاییل××
××حامد و مهسا××
××شیرین جونم××
××پریچهر جونم××
×× ستاره شهر ××
×× آقا بهزاد ××
××نانسی ××
××عاشقانه های ما ××
××مریم خانومی××
×× پسر باران××
××مجتبی××
××یه عاشق××
××داستانک ها××
××نیوشا و میثم ××
××نگین××
××سام××
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

عسل