تبليغاتX
یگانه شیدا
××..× آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شدن ×..××

غروب و قو

سلام دوستان همراه ...

همیشه توی این وبلاگ از عشق نوشتم ..

با عشق همراه بودم ...

حتی بی عشق ...

امروز توی یکی از وبلاگ ها یه وداع دیدم ...

وداعی که می تونه عشقو ناکام بذاره !!

می تونه دو تا دلو تنها کنه !!

می تونه ..

به چه دلیل ؟؟؟

می دونم نه سام و نه نگین منو نمی شناسن !!

منم باهاشون آشنایی ندارم !!

اما عشقو خوب شناختم ...

پس به خاطره عشق !!

از اونا می خوام که بیان ..

برگردن ..

برگردن تا زندگی ...

تا وقتی که حرفهای جدید اونا رو نبینم دیگه حرفی برای گفتن ندارم !!!

وداعی تا زندگی ...

سام ...

نگین ...

 

+  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:58  شیدای عشق | 
    کاش می دانستی چقدر تو را دوست دارم....
 
     کاش می دانستی که تمام زندگی منی و بدون تو این زندگی برایم زیبا نیست...
 
     کاش می دانستی شب و روز ، لحظه به لحظه به یاد تو هستم
 
    ، با یاد تو زندگی می کنم و به عشق تو نفس می کشم عزیزم...
 
     کاش می دانستی چقدر برای من عزیزی ...
 
      اگر می دانستی هیچگاه خنجر سرد در این دل عاشقم فرو نمی کردی!
 
       اگر می دانستی هیچگاه طاقت دیدن اشکهای مرا نداشتی عزیزم!
 
       کاش می دانستی که تو تمام هستی منی و این دنیا را بدون تو نمی خواهم!
 
       عزیزم باور کن که دوستت دارم ، بیشتر از آنچه که تصور می کنی !
 
       باور کن این قلب عاشقم تنها به عشق تو می تپد و تنها یک نام
 
       و آن هم نام مقدس تو در آن حک شده است...



من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.

شاید باور نکنی ، از من فقط همین کلمات با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت.

شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی ، عکسم را در صفحه سفر کرده ها ببینی.

تمام دغدغه ام این است که آیا بعد از این سفر محتوم می توانم همچنان با تو سخن بگویم؟

آیا دستی برای نوشتن ودلی برای تپیدن خواهم داشت؟

شاید باور نکنی ، اما دوست دارم مدام برایت بنویسم. بعضی وقت هت که کلمات را گم میکنم دوست دارم ، دشت ها ، دریاها ، کوه ها ، جنگل ها ، تاره ها و چه در کاینات هست همه و همه کلمه شوند تا بهتر بنویسم.

دوست دارم به حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران غمگین ،

 صبحگاهان زیر آفتاب ی نارس مرا زمزمه کنند.

میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند

 و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله در آیی که می گوید:

 

         مرا از یاد خواهی برد ، نمی دانم؟ ولی میدانم از یادم نخواهی رفت...


The image “http://i1.tinypic.com/n2kbip.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

می توانستیم دست در دست هم دهیم تا بتانیم با هم کلبه ای از عشق و مهربانی رابسازیم ولی افسوس
 که تو با رفتنت داغ تازه ای بر دل من گذاشتی و من هنوز هم از حرارت آن گرم هستم

 

نمی دانم که در کدامین کلبه زندگی خود را با چه کسی

 

آری آغاز راه است وتنها در این را تا کی به تو رسیدن...!!



+  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:34  شیدای عشق | 


آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGQNY0Q3LFB8.jpg



آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGZMR1REVH11.jpg


آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMG0X6AHHDDYF.jpg

آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGFXOVNR1NSE.jpg

آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGPHXSBMSRXM.jpg

آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGEA3YVTMN2M.jpg

آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGHCEOY3V2DQ.jpg

آلبوم عكس هاي رويايي 1  - IMGQMM5TR16DK.jpg


***












+  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:54  شیدای عشق | 

دیشب تا صبح این ترانه رو گوش می دادم ...
دلم خیلی تنگ بود ...
اشکام هم بی پروا می ریختن ..

نمی دونم ...
این گریه ها و دلتنگی های شبونه تا کی باید ادامه داشته باشه ...
یعنی میرسه روزی که تو کنارم باشی ؟؟؟
واست می میرم ...
اون روز ....
واست می میرم ....



سردی نگاه بشکن
فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه
حتی واسه یه لحظه، می میرم بی تو

 

خوندن من یه بهونه است، یه سرود عاشقونه است
من برات ترانه می گم، تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم، بی تو شب سحر نمی شه، می میرم بی تو

 

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم، با تو می مونم واسه همیشه

 

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم، واست می میرم، جواب دنیا رو می دم

با تو می مونم واسه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم، توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه



این داستان رو توی یکی از وبلاگا خوندم ...
منو یاد کاری انداخت که عشقم با من کرد ...
اونم به خاطر خودش از من گذشت ...
ولی اون ... حق این کارو نداشت ...
نباید به جای من تصمیم میگرفت... 

زن و مرد جوانی سوار بر موتورسیکلت گرم صحبت بودند . مرد خیلی سریع می راند.
 زن گفت : کمی یواش تر برو. مرد گفت : به شرط این که بگی دوستت دارم !!!!
 زن گفت :« دوستت دارم » دوباره زن گفت : تو رو خدا یواش برو . مرد گفت : به شرط اینکه کلاه ایمنی منو ورداری و بذاری سر خودت!!! زن با تعجب این کار را انجام داد و اما......
روز بعد در روزنامه خبری منتشر شد : زن و مرد جوانی به علت بریدن ترمز موتور سیکلت خود به ساختمانی برخورد کرده و یک نفراز سرنشینان آن جان باخته است!!!!!!!!!!!!!!
آره.. مرد میدونست ترمز بریده شده ولی به عشقش نگفت و می خواست برای آخرین بار کلام زیبای دوستت دارم رو از زبون عشقش بشنوه و با کار خود میخواست عشقش زنده بمونه و خودش در این حادثه ...

 
+  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:24  شیدای عشق | 
 
اولین شیدا نوشته
ارتباط با من
فهرست
درباره من و یگانه شیدا
این منم ... یه شیدا !
23 بهار رو پشت سر گذاشتم و همه خزون ها رو زندگی کردم !
اهواز شهرمه ... شهر همه عاشقا !




×××



در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند
هرچه بيشتر اوج بگيري
كوچكتر خواهي شد...!!



پیوندهای روزانه
تبلیغات
بلاگفا
راه زندگی
ایرکات
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های کهنه
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شیدا های همراه
×× تک دل×× اولین وبلاگ خودم
×× م ××
×× ساناز ××
×× زنبورک××
×× عشق××
×× بالتيك××
×× م .ح. ر××
×× 007××
×× ناقوس مرگ××
××درخواست اتمام ××
×× آخه دل من××
×× نابخشوده××
×× آویژه××
××برکه تنهایی××
×× هرچی بخوای ××
××سی سی ××
××میکاییل××
××حامد و مهسا××
××شیرین جونم××
××پریچهر جونم××
×× ستاره شهر ××
×× آقا بهزاد ××
××نانسی ××
××عاشقانه های ما ××
××مریم خانومی××
×× پسر باران××
××مجتبی××
××یه عاشق××
××داستانک ها××
××نیوشا و میثم ××
××نگین××
××سام××
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

عسل