![]() |
![]() |
|
| ××..× آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شدن ×..×× |
![]() چه غم دارم که این زهر تب الود
تنم را در جدایی می گدازد
از ان شادم که در هنگامه درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
میدونی دلم چی می خواد از خدا؟ که تو آسمون بشی من یه ستاره یا که ماهی بشم تو تنک بلورت
یا یه خواب و رویا تو چشات
یا یه حس لطیف روی نوازش دستات
اماافسوس بین ما یه دنیا راهه فاصله هست و رسیدنمون محاله
باز غروبی دلگیر باز هم روز تولدم بغض در گلو دارم بغضی که داره خفه ام می کنه ولی بدونه شونه ای برای سر گذاشتن خالی نمی شه نمی دونم .. شاید امروز روزی برای آغاز کردن باشه ... روزی برای دوباره عاشق شدن ... بهانه ای برای با تو بودن ... توی دلم ار صبح .. یه صدای آشنا بود .. که زمزمه می کرد ... عزیزم تولدت مبارک .. اون صدا صدای تو بود .. کاش صدات رو می شد بار دیگه بشنوم .. همین حالا ... همین حالا که من تنهام ... همین حالا که بغض ام شکست و خیس شد چشمام !!! |
|
+
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:14 شیدای عشق |
|
|
سلام همراهان شیدا ... امیدوارم حالتون خوب باشه ... زندگی به کام هست ؟؟؟ این روزا حال و هوای خوبی ندارم ... شنبه یه روز خاصه برام ... یه روز شوم ... که هیچ وقت از رسیدنش خوشحال نبودم ... نمی دونم چرا ... ولی کاش اصلا ۳۰ تیر ماه توی تقویم نبود .... شاید بعضی هاتون بدونین چه روزیه ... اما اونایی که نمی دونن .. می خوام حدس بزنن ... و نظرشونو بگن ... که من باید خوشحال باشم ... یا ناراحت ؟؟؟ این روز رو جشن بگیرم .. یا عزا ؟؟؟ تنهام نذارین ... تا روز شنبه دوباره می یام .. یعنی سعی می کنم که بیام ... خوش باشید و عاشق ... منتظرم ... عشق من ... بی تو این روز رو نمی خوام ...
|
|
+
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 19:35 شیدای عشق |
|
|
+
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 18:43 شیدای عشق |
|
|
سلام همراهان نادیده !! منم .. عسل .. عسل تنها !!! دوباره برگشتم ... به زندگی ... !! از وقتی یادم می یاد به هیچی توی زندگیم اون جور که می خواستم نرسیده بودم ...!! حتی مرگ هم برام ناز می کنه ..!! ۳ روز بیهوش بودم .. ولی چشم های سبز لعنتی ... که همیشه عزیزه ولی عزیزاش با هاش نمی مونن دوباره باز شدن ... لعنت به چشمام ... لعنت به من ... لعنت به زندگی ... لعنت به تنهایی ... لعنت به سر نوشت ... توی ۷ روزی که بستری بودم هیچ کس نیومد ملاقاتم ... هیچ کس نپرسید واسه چی اون گناه بزرگ رو مرتکب شدم .. هیچ کس نمی دونه من چی می کشم ... خدایااااااااااااااا چرااااااااااااااااا مرگ رو قسمتم نمی کنی ؟؟؟ زجر کشیدن تا کی ؟؟؟ کاش چشمام باز نمی شد ... چه خواب شیرینی بود ... چرا سهم من تلخیه زندگیه ؟؟ چرا تنهاییه ؟؟ مگه گناه من چیه ؟؟؟ *** من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم
فاصله را تو
حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه دوستي يعني اين !!!!
|
|
+
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 19:10 شیدای عشق |
|
|
اولین شیدا نوشته ارتباط با من فهرست |
| درباره من و یگانه شیدا |
این منم ... یه شیدا !
23 بهار رو پشت سر گذاشتم و همه خزون ها رو زندگی کردم ! اهواز شهرمه ... شهر همه عاشقا ! ××× در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد...!! |
| پیوندهای روزانه |
|
تبلیغات بلاگفا راه زندگی ایرکات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های کهنه |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|