تبليغاتX
یگانه شیدا
××..× آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شدن ×..××

 

این روزا .. روزای آخر سال ...

روزهای تحول ... روز های نو شدن ...

نمی دونم چرا حال و هوای عید رو ندارم ...

تو دلم یه غمی سنگینی می کنه ...

شاید به خاطر این باشه که این بیست و سومین عیده که نفس می کشم ...

ولی هنوز تنهام ... هنوز یه هم نفس ندارم تا لحظه تحویل سال ...

دستاشو بگیرم و تو چشاش نیگا کنم و بهش بگم خوشحالم که سال نو رو با تو آغاز می کنم

بهش بگم ... عیدت مبارک و یه بوسه رو گونه هاش بکارم ....

خدا .... خدایا .... برسون هم نفسم رو .....

هر سال با اومدن سال نو تو وجودم یه تحولی می شه ...

یه تصمیم های جدید می گیرم .... امسال هم می خوام از روز اول فروردین چند تا کار انجام بدم ..

مثلا سعی کنم دیگه دروغ نگم ...

با شروع سال جدید همه خاطره های بد سال های قبل رو فراموش کنم ... فقط خاطرات خوب بمونه تو ذهنم ...

می خوام نماز هام رو از سال جدید سر وقت بخونم آخه چند وقته تنبل شدم....

دلم می خواد بیشتر خودمو دوست داشته باشم ....

می خوام به خدا نزدیکتر بشم .... باهاش آشتی کنم .....

یه خورده هم از ولخرجی هام کم کنم .....

وای چقدر کار می خوام انجام بدم امسال ...

از سال 85 زیاد راضی نبودم ... اتفاقای خوبی نیافتاد ....

کنکور که قبول نشدم .... از بهترین دوستم جدا شدم .... دو ماهش که همش به دلتنگی گذشت ...

امسال حتی مشهد هم نرفتم .... دلم واسه یه زیارت حسابی تنگ شده ....

ولی راه افتادن مرکز مشاوره مامانم و تابستون که مسافرت به شمال داشتم از خاطره های خوب سال

85 بود ....

تو چی ؟؟ سال خوبی روداشتی؟؟ تو هم می خوای یه تحولی با سال جدید تو وجودت بدی ؟؟

برات توی سال جدید رسیدن به بهترین آرزوهاتو آرزو دارم ... تو هم برام دعا کن .... یه کار مهم هم توی

سال 86 باید انجام بدم ... برام دعا کن ختم به خیر بشه .... فقط دعا کن .

+  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 19:46  شیدای عشق | 

سلام شیداهای همراه ...

حالتون که خوبه ؟ امیدوارم شب چهارشنبه سوری به همتون خوش گذشته باشه ..

من که مثه همیشه واسه خوش بودن یکی رو کم داشتم ...

امسال اصلا بهم حال نداد ....

به امید اینکه سال دیگه دستای عزیزم رو بگیرم و با هم از رو آتیشن بپریم !!

مرسی که تنهام نمی ذارین ..

براتون بهترین آرزو ها رو دارم ...

شیدا باشید !!

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد

 از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟

گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيس !!

کاش می تونستم بگم :

منم آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي ولي با خفت وخواري به دنبال شبنم نميگردم !!

عشق از دوست داشتن برتر است

کاش بتونم عاشقی رو فقط واسه خود عشق بخوام ..

نه به خاطر خسته بودن از تنهایی به دنبال عاشقی باشم ...

برام دعا کنید ... دلم می خواد یه عاشق واقعی باشم !

عزیز دلم ..

دیشب شونه هاتو کم داشتم ... واسه سر گذاشتن و سبک شدن !!

 

+  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 12:27  شیدای عشق | 

نمی یاد اونی که دلم می خواد

نمی یاد اونی که رفته به باد

نمی یاد اونی که عمر منه

نمی یاد اونی که دل می کنه

دوباره دلم می خواد ببینمش

سرم رو روی شونه اش بذارم

از چشام قطره اشکی نمی یاد

نکنه دیگه دوستش ندارم

شعر من زمزمه یه خواهشه

آرزوم دیدن روی ماهشه

میون غربت این فاصله ها

قلب من همیشه چشم به راهشه

دوباره دلم می خواد ببینمش

سرمو روی شونه اش بذارم

از چشام قطره اشکی نمی یاد

نکنه ..... !!!

نمی یاد تموم عمرم نمی یاد

نمی یاد دیگه هیچ وقت نمی یاد

 

 

ای دل من چرا صدات در نمی یاد

این همه آزارت می دن چرا صدات در نمی یاد؟

هرکی از راه می رسه یه زخمی به تو می زنه

چرا هیچی نمی گی

چرا صدات در نمی یاد ؟

آروم بگیر دل بی طاقت

دیوونه ام نکن دل بی طاقت

آتیشم نزن دل بی طاقت

فراموشش کن دل بی طاقت

نفرین نمی کنم تو رو

هر جا می خوای برو

نگو قسمت نبوده

خودت نخواستی برو

دیگه دل تو رو نمی خوات

دیگه عشق تو مرده

این دلم تو رو نمی خوات

ای دل من دیگه بسه

از عاشقی شدم خسته

نمی خوام که عاشق باشی

دیگه بسه دیگه بسه

تو این روزا دوره زمونه

دیگه هیچ کس عاشق نمی مونه

تو عاشق شی دل می سوزی

چند بار سوختی دیگه بسه !!!

 

 

 

+  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:39  شیدای عشق | 

Go to fullsize image         Go to fullsize image           Go to fullsize image

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

 جاي پايش روي دل جا مانده بود

بيا تو اي هميشه عشق هميشه بهار

بيا دوباره با خودت بهارو بيار

ميشه دوباره تو صدام ترانه بشي

ميشه براي گريه هام بهانه بشي

ميگم بيا بيا با من بمون

با من بمون هميشه عشق اي مهربون

وقتي تموم آينه ها شكسته شدن

موندم پشت اين درا كه بسته شدن

نشد واست از شب و ستاره بگم

حرفاي عاشقونمو دوباره بگم

قشنگترين پنجره اي كه واميشه رو به بهار

قشنگترين معجزه اي تو اين شباي انتظار

بي تو نفس كشيدنم عذابه واسم

دارم از توغربتم صدات ميزنم !!

***
دستامو به سوی دسات دراز کردم .. می خوام دسام عطر دستات رو بگیره دوباره ...

منتظرم نزار غزیز !!!

+  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 13:15  شیدای عشق | 

 

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاس

جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاس

جشن تو طلوع یک روز مقدس برام

وقت شکر گذاری به سوی درگاه خداست

مریم جان تولدت مبارک

این هم از سروده های خودم .. تقدیم به وجود نازنین ات :

 

 

در انتهای هر راه

تو قاب روشن ماه

تو آسمون آبی

طرح سپید ابرا

بستر ساکت آب

تصویر مبهم خواب

غروب سرخ دریا

حتی خیال فردا

نقش دوتا چشم سیاس

که ذل زده و بی صداس

در آینه هم بنگرم

فقط تویی در نظرم

 

 

 

با آرزوی داشتن بهترینها و رسیدن به آرزوهای قشنگ ات

 

خیلی دلم برات تنگ شده

خیلی دوستت دارم

روز میلادت مبارک

 

***

 

برای روز میلاد تن خود

من آشفته رو تنها نذاری ...

منو اون سوی جشن دل جا نذاری !!

 

 

 

+  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 10:39  شیدای عشق | 

 

عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود

***

بوته شقايق بودم، با عشق تو بزرگ شدم، حالا که درختي پر برگ شده ام بيا و مرا از ريشه بيفکن... دلم مي خواهد هيزم شکن اين درخت تو باشي، شاخه زنبق بودم با عشق تو گل دادم حالا که شاخه اي پر از گل شده ام بيا ومرا از اين شاخه جدا کن برايم با گل چه فرقي خواهد داشت. آب چشمه بودم با عشق تو از دل سنگ بيرون آمدم حالا که سر از سنگ وخاک بيرون آورده ام بيا ومرا کور کن!!

ديگر نه پايي دارم كه پا به پاي بودنت بدوم،
نه نگاهي كه در انتظارت بمانم.
واژه ها را هم پيدا نمي كنم.
اين دستها هم، ديگر از سرما يخ زده است!
كمي دورتر از حضور خيال من و تو، پچ پچ ها را مي شنوي؟!
مي گويند اگر نباشي بغضم سبك مي شود.
آنوقت تنها من مي مانم و من.
آنوقت ديگر نه فرياد مي كنم نه سكوت.
آنوقت ديگر پاهايم آبله نمي زند از اين همه دويدن پي ات.
مي گويند اگر نباشي به هيچ كجاي من و اين دنيا بر نمي خورد.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه شعر كه مي دانم در انتظار نگاهم هستند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه دلتنگي هايي كه بيقرار ِبودنم مي شوند.
آنوقت فقط من مي مانم و اين همه نگاه كه مي دانم براي فردايشان دستهايم را مي خواهند.
مي گويند اگر نباشي، خنده با نگاهم آشتي مي كند!
مي گويند اگر نباشي، دوباره به ياد مي آورم بهار كي از راه مي رسد!
مي گويند اگر نباشي،...
نگاه از من پنهان نكن!
آنها مي گويند.
اما من...
هنوز هم همه فصلها را تنها پاييز مي بينم،
هنوز هم دلم هواي باران دارد و دلتنگي هاي شبانه.
هنوز هم در پي عطر ياس هستم و هق هق نبودنت.
هنوز هم دستهايت را مي خواهم.
و هنوز هم... د... و... س... ت... ت... د... ا... ر... م.

 

 

در تمام لحظه هايم هيچکس خلوت تنهاييم را حس نکرد

 آسمان غم گرفته هيچگاه برکه ء طوفانيم را حس نکرد

 آنکه سامان غزل هايم از اوست

 بي سر و سامانيم را حس نکرد

 

+  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:53  شیدای عشق | 

 

چه احساس قشنگيه .. وقتي وجود عزيزي رو كنارت حس كني

دستاشو تو دستت بگيري

باهاش قدم بزني

صداش رو بشنوي

بودن اش رو در كنارت لمس كني

......

چه احساس نازنين و شيرينيه ..... روبه رو با كسي كه دوسش داري بشيني

چشاش رو نگاه كني ..

تا عمق وجودت از يه گرماي عجيب آب بشه !!

قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سينه كنده مي شه !!

چه احساس عجيبيه ..

وقتي بخاي با انگشتات صورتشو حس كني

با موهاش بازي كني

از لباش .....

خداي من .. باور كردني نيست ...

اوني كه مي خواي .. دوسش داري .... عاشقش اي ...

كنارت باشه ... باهات باشه .. هم راهت ... هم پات باشه ....

باور كردني نيست ...

نه .. باورم نمي شه تو كنارمي .. وجودتو حس مي كنم .. ولي باورم نمي شه !!!

هیچ وقت دیشب رو فراموش نمی کنم .....

خدايا اين حسو ازم نگير ...

خدايا ..!!!

من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات

 
و از این غربت تلخ


که به اجبار به پایم بستند


می گریزم از شب


می گریزم از عشق


و تو ای پاک ترین خاطره ها
 

همه جا در پی تو می گردم... !!

 

+  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:38  شیدای عشق | 

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ ....

جايي که ميري مردمي داره که مي شکنن ات نکنه غصه بخوري

من همه جا باهاتم تو تنها نيستي 

توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري

 قلب ميزارم که جا بدي

 اشک ميدم که همراهيت کنه

 ومرگ که بدوني برميگردي پيشم..!!

+  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 16:55  شیدای عشق | 

کاش میشد با تو باشم حتی توی رویا

من تو رو دوست دارم اندازه ی دنیا

دلش میگیره آسمون برای من که تنهام

دوباره قطرهای اشک من میریزه دونه دونه روی  گونه هام

اگه تو نباشی یا ازم جداشی سخته دیگه زندگی برام

چشمهای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبهام

برای دیدنت هر لحظه پریشونم تو بیا قدرم بدون ای همزبونم

منم مجنون اون نگاه پاک تو نگاهم کن

نگاهت قبله گاه این دله منه وجودت مرحمی برای قلبم هست

 

اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد

میشه تو آتیش عشقت گر گرفتن و بلد شد

اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش

تا ابد تا ته دنیا تو همیشه یاد من باش

 

 

یک دروغ  ساده...

بیشتر از این نمی تونم دوستت داشته باشم ..

یه حقیقت ساده ..

ما به هم نمی رسیم !!

 

+  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:29  شیدای عشق | 

 

امروز چند جمله آموزنده براتون آوردم ... واسه زوج های جوون .... امیدوارم خوشتون بیاد !

 

من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا... 
    
    1 - براي همديگر وقت صرف مي‌كنيم‌.
    2 - به همه مي‌گويم كه دوستش دارم‌.
    3 - براي قدرداني از محبت‌هايش‌، نامة عاشقانه‌اي برايش مي‌نويسم‌.
    4 - در جمع از او تعريف مي‌كنم‌.
    5 - وقتي غمگين است سعي مي‌كنم ناراحتي‌اش را بفهمم و او را درك كنم‌.
    6 - هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي‌كنم قبل از اين كه ديگران چيزي بدانند.
    7 - در همه مراحل زندگي باهم برنامه ريزي مي‌كنيم‌.
    8 - همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي‌دهم‌.
    9 - آرامش را در همه حال حفظ مي‌كنم‌.
    10 - باورهايم را نسبت به او همواره حفظ مي‌كنم‌.
    11 - پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك‌، شب‌ها همه چيز را برايش تعريف مي‌كنم‌.
    12 - اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك مي‌گويم‌.
    13 - به كارهايي كه برايم انجام مي‌دهد توجه مي‌كنم و قدردان محبت‌هاي او هستم‌.
    14 - ازدواجمان را از موهبت‌هاي الهي مي‌دانم‌.
    15 - براي سلامتي‌اش صدقه مي‌دهم‌.
    16 - در يك مكان يادداشتي محبت‌آميز برايش پنهان مي‌كنم و او را راهنمايي مي‌كنم تا پيدايش كند.
    17 - در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي‌كنم‌.
    18 - سعي مي‌كنم كه هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
    19 - كارهايي كه نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي‌دهم‌.
    20 - هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي‌كنم‌.
    21 - اگر احساس كنم از وسايل شخصي‌اش چيزي كم دارد ولي خودش نمي‌خرد، حتماً برايش تهيه مي‌كنم‌.
    22 - همه هدايايي را كه به من داده است‌، از صميم قلب دوست دارم‌.
    23 - هميشه دل آرام يكديگر هستيم‌

 

 

واما  حرفی که واسه تو دارم :

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه..!!!

 

+  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 18:48  شیدای عشق | 

حــــــــــــــقیقت

 مثل کوهیست که عبور از آن

طنابی می خواهد به اسم شک


و گذر از آن لحظه ایست به نام ایمان و یقین..!!

+  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:30  شیدای عشق | 
 
اولین شیدا نوشته
ارتباط با من
فهرست
درباره من و یگانه شیدا
این منم ... یه شیدا !
23 بهار رو پشت سر گذاشتم و همه خزون ها رو زندگی کردم !
اهواز شهرمه ... شهر همه عاشقا !




×××



در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند
هرچه بيشتر اوج بگيري
كوچكتر خواهي شد...!!



پیوندهای روزانه
تبلیغات
بلاگفا
راه زندگی
ایرکات
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های کهنه
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شیدا های همراه
×× تک دل×× اولین وبلاگ خودم
×× م ××
×× ساناز ××
×× زنبورک××
×× عشق××
×× بالتيك××
×× م .ح. ر××
×× 007××
×× ناقوس مرگ××
××درخواست اتمام ××
×× آخه دل من××
×× نابخشوده××
×× آویژه××
××برکه تنهایی××
×× هرچی بخوای ××
××سی سی ××
××میکاییل××
××حامد و مهسا××
××شیرین جونم××
××پریچهر جونم××
×× ستاره شهر ××
×× آقا بهزاد ××
××نانسی ××
××عاشقانه های ما ××
××مریم خانومی××
×× پسر باران××
××مجتبی××
××یه عاشق××
××داستانک ها××
××نیوشا و میثم ××
××نگین××
××سام××
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

عسل